★بآد و بآرآن★

ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه ی احساس مان خشکیده است
زخم ها از باد و باران خورده ایم... :)
ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه ی احساس مان خشکیده است
زخم ها از باد و باران خورده ایم... :)
درسته علاوه بر نفس کشیدن این همه بدبختی هم اجباره!
با وجود هرج و مرج در روحش، او هنوز راهی برای لبخند زدن پیدا میکند....
وقتی 12 ساعت ریاضی کار کرده بودی و نمره ماهانه ت شد 14/5 :)...
من خسته تر از آنم که تو میپنداری...
شده با یک بیت شعر ترک برداری؟
کی بود میگفت گریه دختر عرش خدا رو میلرزونه؟!..... کو؟؟
پس چرا نلرزید؟!!:)
ساده منم، باده منم، از همه جا رانده منم:)... از نفس افتاده منم، خنده ی افسرده منم!...
نور منم، شور منم، بنده ی مجبور منم... نفخه ی آن صور منم، زنده ی در گور منم!!!...
ساز منم، راز منم، قافیه پرداز منم... پشت هم انداز منم، عارف طناز منم...
گشنه منم، تشنه منم، زخمی هر دشنه منم... بر لجن آغشته منم، سوی تو برگشته منم...
ولی این شعر مولانا>>>>>>>