فَلسَفه

_ کَسی که مَنو بفهمه، استآد فَلسَفهست.
_ کَسی که مَنو بفهمه، استآد فَلسَفهست.
من میترسم که ندونی این روزا قبل تو واسم عذاب بودن :))))))
من به خدا اعتقاد دارم. اما نمیتوانم جهان او را بپذیرم. نمیتوانم برای رنج کودکان بخشش بطلبم... چه چیزی میتواند رنج یک کودک بی گناه را توجیه کند؟
و اگر همه حقیقت در این باشد که این رنجها برای نجات انسان لازم است، من پیشاپیش اعلام میکنم که این حقیقت را نمیپذیرم.
داستایفسکی / برادارن کارامازوف
هنگامی که صبح از خواب بیدار شد، حق کرد چیزی سنگین تر از همیشه بردوش دارد. گویا "خستگی از زندگی" حتی در خواب هم او را رها نمیکرد...
ولی بعضی وقتا...
دلم میخواد برم تو بغل مامانم و یه دل سیر گریه کنم... بگم مامان من هنوز بزرگ نشدم... هنوز خیلی کوچیکم نمیتونم این حجم از خستگی رو تحمل کنم... دیگه طاقت مشکلاتمو ندارم!!
من دلم تنگه... خیلی... دلتنگ همه چی:)...