♱𝑯𝒐𝒕 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒈𝒉𝒕𝒔♱

در احوالات افکارم شتر با بارش گم میشد!✞

یلدا:)

یلدا... 

سفیدی چشم کودکی ست، سیاه، 

بر منقار کرکس! 

یلدا... 

گیسوان بلند و خیس مادرمان بود، 

که دسته دسته بر دست سیاه زمستان 

طعمه ی باد شد! 

یلدا... 

عمق زخم های من است:) 

که با هیچ ضیافتی سیر نمی شود! 

یلدا... 

دردهای یله شده من است

که سحر شان را سِحر کرده اند! 

یلدا...

عشق من بود به کوتاهی یک قطعه! 

و یلدا... آه... 

آیینه ای بر پیشانی غزلم؛ 

که با مکر انار، درهم شکست! 

یلدا؟ 

آلزایمر من است، کجا گذاشتم‌اش؟ 

محمد ترکمان